خرید بک لینک
دلخسته خدا خدا خدا می کرد یک ماه برای تو دعا می کردم هرجمعه ی ماه رمضانی که گذشت تا وقت اذان تو را صدا می کردم سی روز به عشق دیدنت آقا جان من روزه خود به اشک وا می کردم در هر شب قدر وقت احیا ارباب با یاد شما حال وصفا می کردم ای کاش نماز عید فطر خود را در پشت سر تو اقتدا میکردم افسوس چنین ن

برچسب: نویسنده: ابوالفضل حکیمی تاريخ: جمعه 13 مرداد 1396 ساعت: 11:06

ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﻱ ﺩﺧﺘﺮﺍﻧﻪ هایﻭﺟﻮﺩﻡ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩﺑﺮﺍﻱ ﺷﻴﻄﻨﺖ ﻫﺎﻱ ﺑﻲ ﻭﻗﻔﻪ،ﺑﻴﺨﻴﺎﻟﻲ ﻫﺎﻱ ﻫﺮ ﺭﻭﺯﻩ،ﻧﺎﺯ ﻭ ﻛﺮﺷﻤﻪ ﻫﺎﻱ ﻣﻦ ﻭ ﺁﻳﻨﻪﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﻱ ﺑﻠﻨﺪ ﻭ ﺑﻲ ﺩﻟﻴﻞ،ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻥ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺕﻣﻬﺎﺭ ﻧﺸﺪﻧﻲ،ﺣﺎﻻ ﺍﻣﺎ،ﺩﺧﺘﺮﻙ ﺣﺴﺎﺱ ﻭ ﻧﺎﺯﻙ ﻧﺎﺭﻧﺠﻲﺩﺭﻭﻧﻢ ﭼﻪ ﺑﻲ ﻫﻮﺍ ﺍﻳﻦﻫﻤﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻩ !ﭼﻪ ﻗﺪﻱ ﻛﺸﻴﺪﻩ ﻃﺎﻗﺘﻢ !ﺿﺮﺑﺎﻫﻨﮓ ﻗﻠﺒﻢ ﭼﻪ ﺁﺭﺍﻡﻭ ﻣﻨﻄﻘﻲ ﻣﻴﺰﻧﺪ !ﭼﻪ ﺷﻴﺸﻪ ﺍﻱ ﺑﻮﺩﻡ ﺭﻭﺯﻱ،ﺣﺎﻻ ﺍﻣﺎ

برچسب: نویسنده: ابوالفضل حکیمی تاريخ: جمعه 13 مرداد 1396 ساعت: 11:06

به اخمت خستگی در می رود ،لبخند لازم نیست کنـــــار سینی چــــای تـــــو اصلا قند لازم نیست همیشـه دوستت دارم ـ بــــــه جـــــان مــادرم ـ امــاتو از بس ساده ای ، خوش باوری ، سوگند لازم نیستبه لطف طعم لبهای تو شیرین می شود شعرمغــــزل را با عسل می آورم ،هرچند لازم نیستمرا دیوانــــه کردی و هنــــــ

برچسب: نویسنده: ابوالفضل حکیمی تاريخ: جمعه 13 مرداد 1396 ساعت: 11:06

مثل کبوتران شما گرچه می پرمآنها کبوترند و من از جنس دیگرمدیوارها فضای دلم را گرفته انددیگر هوای پرزدن افتاده از سرماین شهر بسته بال مرا؛ این حصارهاتا آسمان کشیده شده در برابرمگاهی برای بال زدن، آسمان کم استیا صحن قدس باید و یا گنبد حرمآقای من! ببخش اگر بال من شکستبر من مگیر خرده اگر کم میاورماین روز

برچسب: نویسنده: ابوالفضل حکیمی تاريخ: جمعه 13 مرداد 1396 ساعت: 11:06

دلم کمی هوای لطیف میخواهدفقط کمی ...کمی عطر زعفران ،کمی رزق حضرتی ،چند رج تسبیح شاه مقصود ،و چند دانه فیروزه شیخ شوشتری ...دلم ... حرم میخواهد فقط کمی ...یک کُنج میخواهد از نوع ایوان مقصوره برای گفتگوهای خصوصی ...راستش ، دلم عشق میخواهد ... اصلاً دلم یک امام میخواهد ... همه را انکار میکنم ، دلم تو ر

برچسب: نویسنده: ابوالفضل حکیمی تاريخ: جمعه 13 مرداد 1396 ساعت: 11:06

منتظر القائم - سلام ... سلام ... اهل دل ای نازنین هایم سلام سایه تان اینجا همیـشه مستدام بـا شـما قلـبم منـوّر می شـود حال من یک حال دیگر می شـود حـرف دل ، اینجا پناهم داده است دلـبری قـولِ نگاهم داده است بزمتان ، جانِ مـرا بـر باد کرد حرف دل ، مـا را چنین معـتاد کرد حرف دل، پُر گشته از

برچسب: نویسنده: ابوالفضل حکیمی تاريخ: جمعه 13 مرداد 1396 ساعت: 11:06

دلم گرفته....لحظه اوج دلتنگیم ،در خیالم غرق غرق و چشمانم نمناک و نمناک .صدای زنگ تلفن خیالم را به هم میزند عزیزی از حرم امام رضا(ع) زنگ مي زند ...میگویدآمدم پابوس امام رضا قسمت تو شود گریه ام تبدیل به هق هق میشود با مهر میگوید هر چه میخواهد دل تنگت به اقا بگو سبک میشوی .بگو .....هاج واج میشوم . گ

برچسب: نویسنده: ابوالفضل حکیمی تاريخ: جمعه 13 مرداد 1396 ساعت: 11:06

صفحه بندی